عنوان پايان نامه
بررسي نگرش دانشجويان بومي نسبت به غير بومي ها و تاثير آن بر ميزان اعتماد اجتماعي در دانشگاه آزاد واحد بندر عباس

استاد راهنما: دکتر کمال جوانمرد

دانشجو: فاطمه باستان

رشته: جامعه شناسي

تابستان 92
1فصل اول8
1.1سئوال آغازين9
1.2مقدمه9
1.3پيشينه تاريخي موضوع10
1.4بيان مساله11
1.5اهداف تحقيق13
1.5.1هدف کلي13
1.5.2اهداف جزيي13
1.6اهميت و ضرورت تحقيق14
1.7تعريف مفاهيم و اصطلاحات14
فصل دوم16
1.8ادبيات تحقيق17
1.8.1تحقيقات داخلي17
1.8.2تحقيقات خارجي20
1.9مباني نظري تحقيق21
1.9.1اعتماد در آراي جامعه شناسان21
1.9.2توكوويل22
1.9.3وبر22
1.وبر22
1.9.4زيمل23
1.9.5پارسونز23
1.9.6لاهمن23
1.9.7مورتن دويچ24
1.9.8اريکسون24
1.9.9جانسون24
1.9.10چلبي24
1.10نظريه اعتماد در سه سطح خرد، ميانه و کلان26
1.10.1جيمز كلمن (سطح خرد)26
1.10.2آنتوني گيدنز (سطح ميانه)28
1.10.3فرانسيس فوكوياما (سطح كلان)35
ii.نظريات مرتبط با36
iii.جمع بندي36
1.11چارچوب نظري37
1.12سوالات تحقيق38
1.13فرضيات39
فصل سوم40
1.14روش تحقيق41
1.15تکنيک تحقيق41
1.16جامعه آماري45
b.قلمرو45
i.جامعه آماري45
ii.نمونه تحقيق45
iii.روش نمونه گيري45
iv.حجم نمونه45
2فصل چهارم46
2.1سيماي پاسخگويان47
2.1.1جنسيت47
2.1.2سن پاسخگويان47
2.1.3مقطع تحصيلي48
2.1.4دانشکده48
2.1.5ترم تحصيلي49
2.1.6وضعيت تاهل50
2.1.7مذهب50
2.1.8شهر محل تولد51
2.1.9اشتغال51
2.1.10درآمد52
2.1.11تحصيلات والدين52
2.1.12شغل پدر53
2.1.13درآمد ماهانه پدر53
2.1.14تعداد اعضاي خانواده54
2.2توصيف متغير وابسته55
2.2.1اعتماد به فاميل55
2.2.2اعتماد به همسايه55
2.2.3اعتماد به دانشجويان همشهري56
2.2.4اعتماد به دانشچويان غير بومي56
2.2.5مقايسه ميزان ابعاد اعتماد دانشجويان57
2.3متغيرهاي مستقل58
2.3.1نگرش به دانشجويان غيربومي58
2.3.2روابط چهره به چهره59
2.3.3دگرخواهي59
2.4بررسي روابط دو متغيره60
2.4.1تست مستقل بين جنس و اعتماد به دانشجويان غير بومي اجراي60
2.5همبستگي بين متغيرها61
2.6رگرسيون چند متغيري61
2.7آزمون فرضيات63
3فصل پنجم65
3.1پيشنهادات68
3.1.1پيشنهادات پژوهشي68
3.1.2پيشنهادات کاربردي68
4فهرست منابع69
چکيده
شواهد بسياري دلالت بركاهش اعتماد اجتماعي در تمام ابعاد و سوگيري عاطفي و خاص گرا در روابط كنشگران در تمام سطوح در ايران دارد. از سويي مسئله اعتماد اجتماعي در دانشگاه به عنوان محيطي که افراد از گروه ها، با فرهنگ هاي مختلف را در خود جاي داده است، ضرورت وجود اعتماد به عنوان چسب پيوند دهنده اين گروه هاي مختلف اهميت دو چنداني مي يابد.لذا سوال اصلي تحقيق حاضر آن است که نگرش دانشجويان بومي به غيربومي چگونه است و اين نگرش چه تاثيري بر اعتماد بين اين دو گروه از دانشجويان دارد؟در پي دستيابي به پاسخ سوالات تحقيق با استفاده از روش نمونه گيري طبقه اي متناسب با حجم تعداد 400 نفر از دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي بندرعباس با ابزار پرسشنامه محقق ساخته، مورد بررسي قرار گرفتند. نتايج تحقيق نشان داد بين نگرش دانشجويان بومي به غير بومي و اعتماد اجتماعي به دانشجويان غير بومي رابطه همبستگي معنادار و مستقمي وجود دارد. همچنين بين روابط چهره به چهره و اعتماد اجتماعي به دانشجويان غير بومي رابطه همبستگي معنادار و مستقمي وجود دارد اما بين ميزان مشارکت اجتماعي دانشجويان بومي و اعتماد اجتماعي به دانشجويان غير بومي رابطه همبستگي معنادار و مستقمي وجود ندارد.
1 فصل اول
کليات تحقيق

1.1 سئوال آغازين
زندگي در فضاي دانششجويي و دانشگاهي پر است از اتفاقات و رويدادهاي مختلف به عنوان يک دانشجوي جامعه شناسي همواره شاهد دوست يابي ها و گروه هاي دوستي مختلف بودم. در سر کلاس، در بوفه در زندگي خوابگاهي و … ولي با دقت در نحوه و ماهيت اين گروه هاي دوستي متوجه شباهت هاي و وجوه افتراق خاصي مي شدم نه در همه گروه هاي دوستي دانشگاه و عمدتاً در اکثر آنها نوعي تقسيم بندي ويژه اي وجود داشت، ظاهراً در دانشگاه ما هر کسي با هر کسي دوست نمي شد مثل تمام عرصه هاي و شوون زندگي اجتماعي. اما به تدريج دريافتم که عامل مهمي چون بومي بودن يا نبودن در تشکيل گروه هاي دوستي تاثيرگذار مي باشد. تاثير اين متغير سواي متغيرهايي چون قوميت و هم زباني و همشهري بود. لذا اولين سئوال ذهني من که مرا در نهايت با مشورت استاد راهنما به موضوع کنوني کشاند همان نگرش دانشجويان بومي به غير بومي و بالعکس بود. بر اين اساس مي توان گفت که سوال اغازين تحقيق من که موضوع رساله را شکل داده اين است که نگرش دانشجويان بومي به غيربومي چگونه است و اين نگرش چه تاثيري بر اعتماد بين اين دو گروه از دانشجويان دارد؟
1.2 مقدمه
دانشگاه آزاد اسلامي واحد بندرعباس در سال 1363 تأسيس شد و فعاليت خود را با دو رشته در مقطع كارداني آغاز نمود. توسعه كيفي دانشگاه از سال 1387 در کنار توسعه کمي آغاز و توجه به توسعه دوره هاي تحصيلات تكميلي ،تحقيقات و پژوهشي،افزايش توليدات علمي، ارتقاء كيفيت با هدف رقابت با دانشگاه هاي معتبر داخلي و خارجي دنبال شده است. در حال حاضر دانشگاه آزاد اسلامي واحد بندرعباس به عنوان بزرگترين مجتمع آموزش عالي استان مي باشد که تعداد کل دانشجويان مشغول به تحصيل در دانشگاه آزاد اسلامي واحد بندرعباس بالغ بر 11000 نفر مي باشد.1 افزايش جمعيت ناشى از مهاجرت دانشجويان غير بومي به شهر بندرعباس بدنبال خود آسيبها و فرصتهايى را فراهم نموده است كه يكى از اين آسيبها کاهش اعتماد اجتماعي بين دانشجويان بومى و غيربومى دانشگاه مى باشد.
1.3 پيشينه تاريخي موضوع
به لحاظ نظري بايد گفت كه مفهوم اعتماد اجتماعي به عنوان مهمترين بعد سرمايه اجتماعي بصورت مستقيم وغير مستقيم و از زمان شكل گيري جامعه شناسي مورد توجه بوده كه خود بيشتر ناشي از توجه به مساله نظم اجتماعي و توسعه اجتماعي بوده است. به نحوي كه اعتماد، نظم، همبستگي در انديشه كلاسيكهاي جامعه شناسي مانند دوركيم، وبر، تونيس، مهمترين مفاهيم بوده است(چلبي، 1375).
در دهه هاي اخير نيز اعتماد اجتماعي، با طرح مفهوم سرمايه اجتماعي مورد توجه قرار گرفته است. سابقه
امروزين خود مفهوم سرمايه اجتماعي نيز به 80 سال پيش و در نوشته هاي ليداجي هانيفان سرپرست وقت مدارس ويرجيناي آمريكا بر مي گردد. و جيمز كلمن(1988) براي ا ولين بار اين مفهوم را در آمريكاي شمالي وارد عرصه سياسي كرد. تلاشهاي وي دراروپا توسط پاتنام پيگيري شد.(الواني، 1381 ) و امروزه با توجه به اهميت يافتن اين مفهوم در سامان زندگي جديد بسيار مورد توجه قرار گرفته به نحوي كه شاهد موج عظيمي از انديشه ها و پژوهشها در اين زمينه هستيم كه بيشتر ملهم از پژوهشهاي انديشمندان متاخر مانند كلمن، پاتنام، زتومكا، سليگمن، اينگلهارت، پاكستون، گيدنز، فوكوياما، گريشام، بورديو و ديگران است. به نحوي كه در مطالعه جهاني ارزشها و اعتماد اجتماعي مورد سنجش قرار گرفته (wvs) نگرشها است.
محققان مختلف از ديدگاه هاي گوناگوني به مسأله اعتماد نگريسته اند و به تبيين و توضيح دلايل اعتماد، تقويت و ارتقاي آن، تبعات و تأثيرات کاهش و تضعيف آن پرداخته اند. در اين ميان برخي همچون فوکوياما بيشتر به جنبه هاي اقتصادي توجه داشته اند؛ و برخي ديگر مانند پاتنام به ابعاد سياسي آن پرداخته اند و جامعه شناساني چون چون گيدنز به ابعاد جامعه شناختي آن توجه بيشتري داشته اند. در جدول زير سعي شده ارا اجماي محقيقن مشهور اعتماد اجتماعي آورده شود اين جدول نشانگر پويايي هايي است که نظريه پردازان مختلف در تبيين اين مفهوم بدست داده اند.
در فصل دوم به طور مفصل نظريات انديشمندان مختلف را در خصوص اعتماد اجتماعي ذکر خواهيم کرد و مشاهده خواهد شد که اين مفهوم از چه ابعاد مختلفي مورد بررسي و نظريه پردازي واقع شده است.
1.4 بيان مساله
لوئيس ورث معتقد است بزرگي يك جامعه باعث افزايش تنوع درجمعيت مي شود. هرچه جمعيت بزرگتر باشد جدايي‌هاي فضايي بر مبناي نژاد، قوم و منزلت بيشترخواهد شد، تفكيك فضايي در شهر باعث سست شدن پيوندهاي همسايگي و احساساتي مي شود كه جوامع كوچك از آن برخوردارند. ضعيف شدن اين پيوندها باعث تقويت رقابت و ضرورت حضور نظارت رسمي مي گردد(ممتاز:1379: 139-140)
جرج زيمل نيز با رويكردى روانشناختى نسبت به روحيه كسانى كه در شهرهاى بزرگ زندگي مي كنند معتقد است در كلان شهرها گروههاى وسيع و متعددى در حال فعاليت و كنش و واكنش هستند ليكن هدف آنها سودجويى و انگيزه‌هاى فردى است.(توسلى: 1370: 72)
“بزرگي يك جامعه” پديده هاي ديگري را نيز به دنبال دارد، محدود شدن روابط خارجي؛ به اين معني كه در گروههاي بزرگ افراد يكديگر را به خوبي نمي شناسند يا تنها بخشي از شخصيت يك فرد را مي شناسند كه با آن در تماس هستند. آشنايي‌هاي صميمي كم مي شود و تماسهاي اجتماعي بريده بريده مي گردد. كنشهاي متقابل در گروههاي بزرگ ابزاري مي شود، يعني افراد بر مبناي اهداف خاص با هم كنش دارند. اين خصايص باعث مي شود كه روابط سطحي زودگذر و توام با گمنامي باشند. درحالي كه فرد در اين نوع روابط ميزاني از آزادي، از قيود روابط شخصي و عاطفي پيدا مي كند اما ازطرف ديگر پيمانهاي خود بخود و احساس تعلق و وابستگي و مشاركت نزديك را از دست مي دهد. زندگي و كار در كنار جمعي بزرگي كه هيچ نوع پيوند احساسي و عاطفي ندارند، در ضمن حس رقابت و استثمار متقابل را افزايش مي دهد. در عين حال باعث يك نوع ديدگاه نسبي گرا و متحمل مي گردد، كه مبناي پيدايش عقلانيت در جامعه شهري است. اما زندگي جداي افراد از يكديگر باعث احساس آنومي و بي سازماني شخصيتي مي گردد.(ممتاز، 1379: 140) “تراكم” نيز مورد توجه ورث بوده است و از جمله خصايص منطقه شهري به حساب مي آيد. در شرايط جمعيت متراكم نياز به تخصصي شدن و تمايز يافتگى بيشتر مي شود و پيچيدگي ساخت اجتماعي هم به همان ترتيب افزايش پيدا مي كند تماس‌هاي نزديك تعداد بي شمار فاصله را در روابط اجتماعي افزايش مي دهد.( همان: 141-140)
شواهد بسياري دلالت بركاهش اعتماد اجتماعي در تمام ابعاد و سوگيري عاطفي و خاص گرا در روابط كنشگران در تمام سطوح در ايران دارد. لذا اعتماد را مي توان موضوع كانوني و تاثير گذار بر ساير مسايل جامعه شناسي معاصر كشور قلمداد كرد. (آراسته، 1388: 104)
زتومكا بر مبناي ابعاد سه گانه اعتماد، سه نوع علامت را براي اعتماد مطرح مي كند: به نظر او اعتماد به عنوان يك رابطه، اعتماد كردن مبتني بر برآوردي است كه ما از قابليت ديگران داريم و در اين حالت ممكن است قابليت اعتماد بازتابي از ديگران باشد كه به عنوان عاملي ذهني در برآوردن اعتماد مطرح شود. اين نشانه اعتماد يك ماهيت معرفت شناختي دارد؛ در اين موارد اطلاعات معيني از اعتماد شوندگان در دست اعتماد كنندگان وجود دارد كه ممكن است درست يا غلط، راست يا دروغ باشد. بنابراين احتمال اعتماد بجا و مناسب بستگي به ميزان و تنوع اطلاعات درستي دارد كه از ديگران به دست مي آيد. بدون چنين برداشتي اعتماد كوركورانه است و خطر از دست دادن اعتماد بالاست (كاوسي، 1385).
به طور مشابهي از لحاظ بعد فرهنگي نيز مبناي اعتماد شجره شناختي است. هر چند كه در سطوح متفاوتي به اعتماد يا بي اعتمادي كه به وسيله قواعد فرهنگي احاطه شده است تشويق مي شويم. ما ممكن است به فشارهاي اجبارآور فرهنگ گردن نهاده و از درخواست هاي فرهنگي در مورد اعتماد يا بي اعتمادي اطاعت كنيم بدون اينكه برآوردي از قابليت اعتماد ديگران داشته باشيم، يا از تمايلات اعتماد آميز خود حرفي در ميان باشد. فرهنگ اعتماد ممكن است فشار كافي براي اعتماد به ديگران به بار آورد در حالي كه فرهنگ بي اعتمادي ممكن است رفتار بي اعتمادي را سبب شود. اما فرهنگ خدادادي نيست بلكه ته نشست هايي از تجربه جمعي از لحاظ تاريخي انباشت شده يك جامعه، اجتماع يا گروه اجتماعي خاصي مي باشد ؛ پس در اين مورد نشانه هاي اعتماد ويژگي شجره اي دارند، اما بيشتر جمعي و تاريخي اند تا اينكه بيوگرافيك باشند( قانعي راد و حسيني، 1384)
تفاوتهاى فرهنگى ما بين دانشجويان بومى با دانشجويان غير بومى ساكن در بندرعباس هرچند تحت تاثير مولفه هايى همچون يكسان سازى فرهنگى (كه ناشى ازتاثير پذيرى از رسانه هاى داخلى وخارجى و تبادل فرهنگى مي باشد) نسبت به گذشته تعديل شده است اما با اين حال اين تفاوتهاى فرهنگى در بطن خود تكثير كننده نگرشها و تصورات قالبى در بين دو گروه از دانشجويان است. از اين رو کاهش پيوندهاي اجتماعي بين افراد و افزايش فاصله اجتماعي بين آنان مي تواند با کاهش اعتماد اجتماعي بين آنها همراه گردد. در اين تحقيق بر آنيم تا تاثير نگرش دانشجويان بومي به دانشجويان غير بومي بر ميزان اعتماد اجتماعي آنان را بررسي نمايم.
1.5 اهداف تحقيق
1.5.1 هدف کلي
1. بررسي نگرش دانشجويان بومي نسبت به دانشجويان غير بومي و تاثير آن بر اعتماد
1.5.2 اهداف جزيي
1. تعيين ميزان اعتماد اجتماعي در بين دانشجويان دانشگاه آزاداسلامي واحد بندرعباس
2. شناخت رابطه عوامل زمينه اي (مانند سن، جنس، تحصيلات و …) با ميزان اعتماد اجتماعي دانشجويان دانشگاه آزاداسلامي واحد بندرعباس
3. بررسي ميزان حس ظن در بين دانشجويان بومي و غير بومي دانشگاه آزاداسلامي واحد بندرعباس
4. بررسي ميزان دگر خواهي در بين دانشجويان بومي و غير بومي دانشگاه آزاداسلامي واحد بندرعباس
1.6 اهميت و ضرورت تحقيق
محور اساسي و تكيه گاه روابط اجتماعي بطور عام و در سازمان ها بطور خاص روابط گروه هاي كوچك با بزرگ متفاوت است. اعتماد باعث مي شود كه افراد در روابط اجتماعي خود با ديگران هر گونه بدگماني را كنار گذاشته و روابط صميمانه اي را برقرار كنند، كه بدون اعتماد چنين روابطي شكل نمي گيرد. برعكس بي اعتمادي باعث سوء ظن نسبت به ديگران و ضعف اعتماد به نفس در افراد مي شود و نتيجه اين بي اعتمادي اختلال در روابط و عدم شكل گيري همكاري هاي جمعي است. در گروه هاي ثانويه و نيمه رسمي نيز هر چه اعتماد بيشتر باشد، افراد به طور موثرتري با همديگر ارتباط برقرار كرده و همكاري بهتر و پايدارتري را با همديگر خواهند داشت.
كاركردهاي اعتماد براي اجتماعات گسترده تر كه شامل گروه ها، انجمن ها، سازمان ها مي شوند به موارد زير تاكيد شده است :
الف )مردم آويزي، مشاركت با ديگران در اشكال مختلف انجمني مورد تشويق قرار گرفته و در نتيجه شبكه حلقه هاي بين فردي غني تر شده و حوزه هاي تعاملي گسترده تر مي شود و صميميت بيشتري براي برخورد ما بين افراد به دست مي آيد.
ب)اعتماد به ارتباطات سرعت مي بخشد و علايم انكار تكثرگرايي را از بين مي برد كه مانع كار جمعي مي باشند.
ج)اعتماد ظرفيت تحمل و پذيرش غريبه ها و شناخت مشروعيت تفاوت هاي فرهنگي سياسي را افزايش مي دهد.
د)فرهنگ اعتماد، پيوستگي فرد به اجتماع را قوي تر مي كند و به پيدايي احساس هويت كمك كرده و سبب انسجام گروهي مي شود.
ه)زماني كه فرهنگ اعتماد وجود دارد هزينه هاي مبادلاتي به صورت معني دار پايين آمده و شانس همكاري افزايش مي يابد .(آراسته 1388)
1.7 تعريف مفاهيم و اصطلاحات
نگرش: نوعى احساس مثبت يامنفى نسبت به چيزها، افراد وحوادث معين كه دربرگيرنده ارزيابى مطلوب يا نامطلوب از آنها باشد.(بركوييتز: 1383: 239)
اعتماد: اعتماد را به عنوان اطمينان يا اتكا به نوعي كيفيت، يا صفت و يا اطمينان به حقيقت عبارت يا گفته‌اي توصيف مي كند. به اعتقاد وي مفهوم اطمينان و اتكا با هم مرتبط مي باشند(گيدنز، 1377 : 37)
مشارکت اجتماعي: را ميتوان فرآيند سازمان يافته‌اي دانست که افراد جامعه به صورت آگاهانه، داوطلبانه و جمعي با در نظر داشتن هدفهاي معين و مشخص، که منجر به سهيم شدن در منابع قدرت مي‌گردد، تعريف کرد. نمود اين مشارکت وجود نهادهاي مشارکتي چون انجمنها گروهها، سازمانهاي محلي و غيردولتي هستند(ازکيا و غفاري به نقل از سفيري، 1388: 5)
روابط چهره به چهره: منظور ميزان روابز رو به رويي است که دانشجويان بندرعباسي با دانشجويان غير بومي دارند.
دگرخواهي: منظور نوع دوستي فرد مي باشد.
دانشجوي بومي: در اين پژوهش به دانشجويي اطلاق مي شودكه درشهر بندرعباس و يا يكى از شهرستانهاى استان متولد شده و در زمان انجام تحقيق دربندرعباس ساكن بوده است.

فصل دوم
مرور پيشينه و ادبيات نظري تحقيق

1.8 ادبيات تحقيق
1.
2.
2.1.
1.8.1 تحقيقات داخلي
1- بررسى جامعه شناختى فاصله اجتماعى بين شهروندان بومى با اقليت‌هاى غيربومى در شهر بندرعباس
اين مطالعه براساس طيف بوگاردوس با حجم نمونه هاى 149 نفرى در بين شهروندان بومى بندرعباس به انجام رسيده است. دراين پژوهش كه به روش نمونه گيرى خوشه اى به انجام رسيده است طيفى با 7 گويه نگرش شهروندان را نسبت به 5 گروه اقليتى ساكن درشهر مورد بررسى قرار داده است.نتايج نشان داد كه شهروندان بومى نسبت به شيرازي‌هاى مقيم بندرعباس به نسبت سايراقليت‌ها تمايل مثبت بيشترى داشته اندو كمترين ميزان تمايل نسبت به كرماني‌هاى مقيم بندرعباس بوده است، ضمن آنكه نتايج تفصيلى تر نشان مي دهد كه 92.6 درصد از بومي‌ها تمايل دارند با غيربومي‌ها”رابطه دوستى ” داشته باشند تا رابطه خونى و همسايگى و در اين رابطه بيشترين تمايل به دوستى با شيرازي‌ها وآباداني‌ها وجود دارد(منصور اخلاقي پور،1388).

2- نگرش مسلمانان وزردتشتيهاى ساكن درشهر يزد

در اين پژوهش با استفاده از طيف بوگاردوس نگرش مسلمانان و زردتشتيهاى ساكن در شهر يزد مورد سنجش و بررسى قرارگرفت. لذا جامعه آمارى از دو بخش زدتشتي‌ها و مسلمانان تشكيل مي شود كه تعداد نمونه آمارى زردتشتي‌ها از بين سه روستاى زردتشتى نشين با 99 نفر و مسلمانها نيز از بين تعدادى از بازاريان سنتى(بزازها)يزد انتخاب شدند كه تعداد آنها51 نفر بوده است.
معرف‌هاى استفاده شده در طيف بوگاردوس براساس ارزشهاى اجتماعى موجود در براى دو جامعه طراحى و مورد استفاده قرارگرفته اند ضمن آنكه محقق براى حصول اطمينان از ميزان روايى سنجه ها اقدام به استفاده هم زمان از تصاوير معرف هر گويه براى اطمينان از درك سنجه ها توسط پاسخگويان نموده است. نتايج نشان داد كه 80 درصد از مسلمانان با هم محل بودن با زردتشتي‌ها موافقند، 56 درصدشان دوستى با آنان را تائيد مي‌كنند، 40 درصد خريد مسلمانان از زردتشتي‌ها را بدون اشكال دانسته، و تنها 2 درصد ازدواج دختر مسلمان با يك زردتشتى را تائيد نموده اند(فرامرز رفيع پور، 1356).

3- بررسى نگرش شهروندان بومى بندرعباس نسبت به غيربوميها وتاثير آن بر ميزان مشاركت اجتماعى

در اين پژوهش كه با روش پيمايشى با بهره گيرى ازطيف ليكرت به انجام رسيده نگرش بومي هاى ساكن درشهربندرعباس نسبت به غير بوميها مورد بررسى قرار گرفته است. جامعه آمارى اين پژوهش شامل جمعيت بومى ساكن در شهر بندرعباس است كه طبق برآوردهاى دقيق 60 درصد جمعيت شهر را در تاريخ اجراى پروژه در بر مي گيرد.
حجم نمونه با بهره گيرى ازفرمول كوكران برآوردگرديده و تعداد 380 نفر به روش نمونه گيرى خوشه اى از مناطق منتخب در شهر مورد مصاحبه قرار گرفتند. اين پژوهش براساس بهره گيرى از نظريه “كنش بخردانه” فيش باين- آيزن و نظريه ” ميدان اجتماعى” كورت لوين درتبيين نگرش‌ها كوشيده است، محقق همچنين با استناد به نظريه زيمل به بازتعريف مفهوم غير بومى پرداخته است. طبق يافته هاى اين پژوهش 64 درصد از شهروندان بومى نسبت به شهروندان غير بومى نگرش مثبت داشته اند همچنين هرچه شهروندان برون‌گراتر باشند نگرش آنها نسبت به غير بومي ها مثبت تر خواهد بود در همين راستا فرضيه ديگرى نيز مورد آزمون قرارگرفته كه نشان مي دهد هرچه شبكه اجتماعى افراد گسترده تر باشد نگرش آنها به غير بومي‌ها مثبت تر خواهد بود كه نشان از تاثير تعاملات اجتماعى بر نگرش افراد دارد. (S=-0.21 Sig=0.59 )در اين پژوهش همچنين بين متغيرهايى همچون سطح تحصيلات، طبقه اجتماعى شهروندان، و ميزان رضايت از زندگى با نگرش آنها نسبت به غيربومي‌ها آزمونهاى آمارى بعمل آمده است(منصور اخلاقي پور،1379)

4- رابطه تصور باز بودن ساختاري با گرايش به گروه هاي مرجع غير بومي: مقايسه اي بين محيط هاي واقعي و مجازي
گرايش به گروه هاي مرجع غيربومي، از موضوعات مهمي است كه همواره مورد توجه جامعه شناسان و روان شناسان قرار داشته است. اين مقاله بر مبناي پژوهشي است كه طي آن تلاش شده است بر اساس نظريه گروه مرجع مرتن، رابطه متغير “تصور باز بودن ساختاري” با گرايش به گروه هاي مرجع غيربومي، بررسي شود. اين پژوهش با راهبرد پيمايش مقايسه اي مجازي واقعي در دو جامعه آماري واقعي (دانشجويان) و مجازي (اعضاي گروه هاي ايراني ياهو) و با استفاده از پرسشنامه چاپي و الكترونيكي برا جمع آوري اطلاعات، اجرا شده است. نتايج نشان مي دهد كه گرايش به گروه هاي مرجع غير بومي در محيط مجازي، به نحو قابل توجه و معناداري بيشتر از محيط واقعي است. تصور باز بودن ساختاري با گرايش به گروه هاي مرجع غير بومي در هر دو محيط واقعي و مجازي، رابطه معكوس دارد. كاربري اينترنت فارسي در محيط واقعي با گرايش به گروه هاي مرجع غيربومي، رابطه معكوس، ولي در محيط مجازي، رابطه مستقيم ضعيفي دارد(انتظاري اردشير و محمدحسين پناهي ،1386).

5- بررسي اجتماعي و جمعيت شناختي مناسبات هويت و مهاجرت
اين مقاله در نظر دارد تاثير مهاجرت بين المللي را بر هويت مورد بررسي قرار دهد. مهاجرت معمولا فرصت ها و زمينه هاي قابل توجهي را براي ايجاد تغيير فراهم مي آورد. بدين ترتيب، پرسش کليدي اين است که آيا مهاجرت به ايجاد تغيير در هويت منجر مي شود؟ پديده مهاجرت چه نقشي در زندگي آن دسته از مهاجريني ايفا مي کند که الگوهاي کاملا متفاوتي از هويت را در کشورهاي مبدا و مقصد مهاجرت تجربه مي کنند؟ به علاوه، چه عوامل ديگري در فرايند انتقال هويت پس از مهاجرت نقش تعيين کننده‌اي دارند؟ در اين مطالعه، با استفاده از الگوي پيشنهادي جمعيت شناس برجسته معاصر، کينگيسلي ديويس، هويت جنسيتي بر پايه مشارکت زنان در بازار کار مورد توجه مي باشد. به عقيده ديويس، بخش قابل ملاحظه اي از تغييرات در هويت و نقش هاي جنسيتي را بايد در رشد فزاينده مشارکت زنان در بازار کار طي دهه هاي اخير جستجو کرد.
روش پژوهش مورد استفاده در اين مقاله، ترکيبي از بررسي اسنادي و روش تجزيه و تحليل هاي آماري و تجربي است. تجزيه و تحليل هاي اين پژوهش بر دو نکته اساسي تاکيد دارند: نخست آنکه، مناسبات بين مهاجرت و هويت را مي توان تا حد زيادي در چارچوب مدل نظري “فاصله فرهنگي اجتماعي” بين مبدا و مقصد مهاجرت تبيين کرد. در واقع، نتايج اين پژوهش نشان مي دهد که بين اين فاصله فرهنگي اجتماعي و شدت تاثير مهاجرت در ايجاد تغيير در هويت رابطه‌اي معکوس وجود دارد. دوم آنکه، عواملي همچون مهارت زباني و طول اقامت در جامعه جديد، نقش مثبتي در وضعيت تمامي مهاجرين (متعلق به کليه گروه هاي قومي و نژادي) دارند؛ با اين همه، شدت تاثير اين دو عامل حياتي نيز ارتباط مستقيم با فاصله فرهنگي اجتماعي بين مبدا و مقصد مهاجرت در زمينه هويت دارد. در واقع، اين امر نشان دهنده نقش تعيين کننده اين دو عامل در کاهش دادن شکاف فرهنگي اجتماعي بين مبدا و مقصد مهاجرت در جريان زندگي مهاجرين و افزايش موفقيت آنان در جامعه جديد مي باشد(فروتن يعقوب، 1391).
1.8.2 تحقيقات خارجي
کاستل فرانچي و فالکونه2(2003) در پژوهشي با عنوان اعتماد اجتماعي، يک نظريه شناختي به بررسي رابطه اعتماد اجتماعي و زمينه رواني وکالت در رم پرداخته اند. از نظر آنها اعتماد اجتماعي هم يک موضوع رواني و هم يک موضوع اجتماعي است آنها پس از بررسي ابعاد اعتماد اجتماعي(اخلاق، شهرت و اقتدار) شرح مي دهند که چرا قول ها، پيمان ها و مشروعيت ها مي توانند اعتماد مان را به وسيله اصلاح کردن بازنمايي رواني افزايش دهند. آنها همچنين تعريفي اساس مند از اعتماد را بر اساس عوامل شناختي ارائه مي دهند و اين درجه از اعتماد را به عنوان پايه هايي براي تصميم عاقلانه به منظور بر عهده گيري وکالت يا عدم آن براي موسسه ديگر استفاده مي کنند. انها شرح مي دهند که چه زماني اعتماد عاقلانه است و چه زماني نيست.
رايزر3 و همکاران(2001) در تحقيقي که درباره اعتماد اجتماعي انجام داده اند به بررسي متغيرهاي اعتماد تعميم يافته، اعتماد به افرادي غير از دوستان و خويشاوندان و دوستان نزديک، اعتماد به نهادهاي عمومي و مشارکت در نهادهاي مدني و انجمن هاي مشارکتي پرداخته اند و نشان داده اند که بين متغيرهاي بررسي شده با اعتماد اجتماعي رابطه مستقيمي وجود دارد.
آلسيناو لافرارا( 2000 ) به بررسي نابرابريهاي اجتماعي، عدم سنخيت نژادي و قومي بر اعتماد اجتماعي پرداخته است.
گري و نيسترا(2000) در يک پژوهش تطبيقي با عنوان “سرمايه اجتماعي، تندرستي و نابرابري درآمد” که در سطح کلان و با مقايسه کشورهاي غربي انجام داده اند، به بررسي رابطه عوامل ياد شده پرداخته اند. در اين تحقيق مشخص گرديده است که ارتباطي بسيار قوي بين موقعيت اجتماعي افراد و ميزان تندرستي انها وجود دارد و جوامعي که از نابرابري درآمد شديدي رنج مي برند، از انسجام اجتماعي کمي هم برخوردارند. اعتماد و وضعيت بهداشت در سطح محيطي با يکديگر مرتبط هستند.
فرانسيس فوكوياما ( 1999) شبكه اعتماد، اعتماد متقابل، هنجار و ارز شها، سطح اعتماد و عملكرد اقتصادي جامعه را از جملهعوامل موثير بر اعتماد اجتماعي خواهنده است.
1.9 مباني نظري تحقيق
1.9.1 اعتماد در آراي جامعه شناسان
1.
1.1.
1.2.
1.3.
اعتماد يكي از جنبه هاي مهم روابط انساني است و زمينه ساز مشار كت و همكاري ميان اعضاي جامعه مي باشد. اعتماد مشاركت را در زمينه هاي مختلف اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي سرعت بخشيده و تمايل افراد را براي همكاري با گروه هاي مختلف جامعه افزايش مي دهد.
اعتماد در زبان فارسي مترادف با تكيه كردن، واگذاشتن كار به كسي، اطمينان ، وثوق ، باور و اعتقاد به كار گرفته مي شود (عميد، 1369 ، ص 201 ). در زبان لاتين نيز اعتماد، معادل كلمه ايمان مورد استفاده قرار گرفته است. در ريشه كلمه ايمان، مفهوم وثوق و اعتماد، تسليم در برابر اراده ديگري و اطمينان به شخص مستتر است.
ارائه يك تعريف مشخص و قطعي از اعتماد اجتماعي كاري سخت و نشدني است. آنچه موضوع را بيشتر پيچيده مي‌كند، مترادف هاي بسياري است كه براي آن وجود دارد از جمله اشتراك ، همدلي، تحمل و برادري، اطمينان، اتكا داشتن،آرامش داشتن، به ديگري تكيه كردن و غيره. اما در كل مي‌توان آنرا برآيند و ماحصل انگيزش و محركي براي شكل گيري روابط اجتماعي دانست. اعتماد اجتماعي مستلزم معيارهايي چون ؛ صداقت مشهود، عينيت، ثبات، شايستگي، انصاف و همه آن چيز هايي است كه روابط افراد را بر اساس عمل مداوم به اين ملاك ها تداوم و وسعت مي بخشد. از اين رو لازم است در بررسي اعتماد، آنرا به مثابه ساختاري در نظر گرفت كه در آن علاوه بر توجه به ابعاد شخصيتي و فردي به زمينه هاي فرهنگي و اجتماعي نيز به طور همزمان توجه مي شود و اعتماد را بر روي پيوستاري تصور كرد كه اجزاء و ابعاد اصلي آن در ارتباط زنجيره وار با يكديگر قرار گرفته باشند. تنها در چنين حالتي است كه مي توان تماميت اعتماد را در درون يك جامعه به شرح و تفصيل نشست.
انديشمندان و صاحب نظران علوم اجتماعي نيز با توجه به رويكردهاي گوناگون خود در حوزه روانشناسي، جامعه شناسي، سياست، اقتصاد، و روانشناسي اجتماعي و غيره تعاريف و تفسيرهاي مختلفي از مفهوم اعتماد ارائه داده‌اند و هركدام ابعاد جداگانه اي از اين موضوع را مورد بررسي قرار داده‌اند.
1.9.2 توكوويل
توكوويل معتقد است مشخصه جوامع شهري، اعتماد اجتماعي بنياني به هم و همكاري با هم و وابسته به فعاليت هاي عام كه روح شهروندي را ايجاد مي كند است.( 1968Tocqueville,)
1.9.3 وبر
1. وبر
وبر رفتار عقلاني ارزشي و عقلاني را وابسته به وجود و حضور اعتماد مي داند. اعتمادي كه منشا آن منافع فردي و گروهي است. اين اعتماد مي‌تواند نقش مهمي در انواع مشروعيت ها داشته باشد. از نظر وبر، اعتماد بر روابط و مشروعيت هاي سنتي و فرهمندانه وبر مشخصه‌هاي غير عقلاني استوار است.
اين نوع اعتماد در رفتارهاي عقلاني ارزشي و عقلاني هدفمند هم وجود دارد. مثلاً در روابط و تعهدات دوجانبه، اين قدرت است كه ماهيت روابط دو جانبه را شكل مي دهد. ظاهراً رشد بوروكراسي در جوامع جديد و بسط روابط و ساختارهاي عقلاني بايد نشانه اين باشد كه اعتماد ديگر نقش مهمي در جامعه ندارد. به هرحال وبر تا كيد مي‌كرد كه همزماني اين دو باعث تكميل هم مي شود. بنا به گفته وي توافقات دوجانبه بتدريج خود را بصورت يك نظم جديد نشان مي دهد؛ نظمي كه مبتني بر مشروعيت است.
1.9.4 زيمل
زيمل اعتماد ر ا معادل كلمه ايمان به كار مي برد و به اعتقاد وي نوعي ايمان و اعتقاد به افراد جامعه است. در كارهاي تونيس در جوامع سنتي يا گماينشافت اعتماد مانند احترام و حس تعلق شخصي، فضيلتي براي افراد است، در حالي كه در جوامع گزلشافت اعتماد غير شخصي و رسمي است.
1.9.5 پارسونز
پارسونز عامل ايجاد اتحاد و انسجام اجتماعي و ثبات و نظم را اعتماد مي داند. به عقيده وي اعتماد، اين باور را در افراد ايجاد مي كند كه ديگران به منظور دستيابي به يك موقعيت گروهي از منافع شخصي دست مي كشند.
اعتماد در واقع موجب مي‌شود كه ديگران به تعهدات و مسئوليت هايشان عمل كنند و موقعيت ديگران را درك نمايند. وي نظام منسجم را نظامي ميداند كه بتوان به عاملان آن در انجام وظايف‌شان اعتماد كرد كه اين امر خود به پايداري و نظم سيستم اجتماعي كمك مي‌كند(انعام. 1380 : 25 ).
1.9.6 لاهمن
لاهمن معتقد است كه اعتماد به نحو ويژه‌اي با ريسك در ارتباط است و آنجا كه اعتماد مطرح است، شقوق مختلفي به صورت آگاهانه در ذهن فرد، براي تصميم گيري در خصوص اعمال كردن يك روش وجود دارد. فردي كه شقوق مختلف را در نظر نمي گيرد در وضعيت اطمينان قرار دارد. حال آن كه كسي كه شقوق مختلف را شناخته وسيعي در مقابله با خطرات دارد، با مسأله اعتماد سرو كار دارد (همان: 29).
1.9.7 مورتن دويچ
مورتن دويچ نيز معتقد است كه اعتماد عبارت است از انتظار وقوع رويداد، به طور ي كه اين انتظارات منجر به رفتاري گردد كه در صورت برآورده شدن انتظارات فرد، پيامدهاي انگيزشي مثبتي در وي ايجاد كند و در غير اين صورت پيامدهاي منفي در پي داشته باشد(139Henslin. 1968. p )
1.9.8 اريکسون
اريكسون در بعد روان شناختي، اعتماد بنيادي را مورد توجه قرار داده و به اعتقاد او اعتماد بنيادي، نگرشي است نسبت به خود و دنياي پيرامون كه حاصل تجربيات شخصي در اوايل زندگي است (گيدنز، 1378 :64 ). از نظر اريكسون اعتماد ناشي از ايمان و اعتقاد است. وي دين را عامل و موثر در ايجاد اعتماد دانسته و مي گويد: “اعتماد زاييده مراقبت و دلسوزي، در واقع، بناي فعليت و تحقق دين است. وجه مشترك همه اديان تن دادن و تسليم ادواري كودك‌وار به يك روزي دهنده يا روزي دهندگاني است كه سعادت زميني و همچمنين سلامت معنوي را اعطا مي‌كنند.(Erikson. E. 1968. p242)
1.9.9 جانسون
جانسون معتقد است اعتماد يك خصيصه شخصي ثابت و بلا تغيير نيست، بلكه جنبه اي از روابط است كه پيوسته در حال تغيير بوده و براي ايجاد ارتباط، فرد بايد بتواند فضايي آكنده از اعتماد را ايجاد كند كه ترس از طرد شدن را كاهش و اميد به پذيرش و حمايت و تأييد را افزايش دهد(p. 661993, Johnsom).
كلمن اعتماد را وارد كردن عنصر خطر در كنش با ديگران دانسته و اعتماد را با مخاطره در ارتباط مي داند( 1960 ، (Colman.
1.9.10 چلبي
چلبي اعتماد را در دو سطح اعتماد بين شخصي و اعتماد تعميم يافته مطرح و تعريف مي كند. از نظر وي اعتماد بين شخصي داشتن اطمينان به نزديكان و اعضاي خانواده، بستگان و دوستان است. به عبارت ديگر اين نوع اعتماد بيشتر در روابط فرد با نزديكان و دوستان و آشنايان وجود دارد، ولي اعتماد عام فراتر از اعتماد شخصي است. بنا به گفته وي اعتماد عام يا تعميم يافته داشتن حسن ظن نسبت به همه افراد در روابط اجتماعي جداي از تعلق آنها به گروه هاي قومي و قبيله‌اي است كه اين امر منجر به گسترش روابط برون گروهي مي شود(چلبي، 1370).

همان طور كه از اين تعاريف بر مي آيد اعتماد داراي معاني گسترده و متفاوتي است و داراي ابعاد روان شناختي ، روان شناختي اجتماعي و جامعه شناختي مي باشد. اعتماد علاوه بر آنكه يك امر دروني و فردي است ، يك واقعيت و محصول اجتماعي نيز مي باشد. صرف نظر از تفاوت معاني اين تعاريف وجه اشتراك اين تعاريف را مي توانيم در ويژگي ها و خصوصيات ذيل جمع بندي كنيم:

1- اعتماد در روابط اجتماعي شكل مي گيرد و تقو يت مي شود و يكي از جنبه هاي آن است.
2- در اعتماد، مفهوم تأخر زماني و وابستگي امور به آينده وجود دارد و اين تأخر زماني براي انتظارات فرد و اعمال ساير افراد ضروري مي باشد.
3- اعتماد با خطر كردن و مخاطره همراه مي باشد. مفهوم عدم تعين اجتماعي، يعني عدم پيش بيني رفتارها و امور نيز با مفهوم اعتماد توأم مي باشد. وقتي فردي عملي را انجام ميدهد، نمي تواند مطمئن باشد كه فرد ديگر از آن عمل عليه او استفاده نخواهد كرد.
4- حسن ظن نيز مهم ترين عنصر و هسته اعتماد و هسته مركزي آن مي باشد، چرا كه با وجود عدم قطعيت ها و وجود خطر در روابط ، افراد به خاطر حسن ظن و احساس مثبتي كه به يكديگر دارند به هم اعتماد مي كنند.
5- اعتماد اكتسابي است و در طي جريان جامعه پذيري و از همان سال هاي اوليه زندگي پديد مي آيد و طي تجارب اجتماعي تقويت شده و به نسل هاي بعدي انتقال مي يابد.
با توجه به اين تعاريف اعتماد را مي توان يك باور تعريف كرد. باور به اينكه ديگران، در بدترين شرايط، آگاهانه و عامدانه آسيبي به او نمي رسانند و در بهترين شرايط ، به نفع او عمل مي كنند. با اعتماد ، روابط اجتماعي محكم و صلح آميز حفظ مي شود، كه اينها به نوبه خود ، پايه و اساس رفتارهاي جمعي و همكاري هاي سازنده هستند. هرچند اعتماد با مخاطره همراه است ، اما جهان را به جايي خوشايندتر، كارآمدتر، و صلح آميزتر براي زندگي تبديل مي كند. زندگي اجتماعي بدون اعتماد غيرقابل تحمل و حتي غيرممكن است. در نهايت اعتماد را سطح اطمينان و عواطف مشترك و تعلق طرفين درگير در يك رابطه اجتماعي تعريف كرده‌اند كه معيار انسجام، پيوستگي، هماهنگي و اتحاد ميان افراد، گروه ها و نهادهاي اجتماعي يك جامعه است.
1.10 نظريه اعتماد در سه سطح خرد، ميانه و کلان
1.
2.
2.1.
2.2.
2.3.
2.3.1.
1.10.1 جيمز كلمن (سطح خرد)
مفهوم اعتماد براي كلمن مفهومي محوري است. به نظر وي افراد براي اين به كنش اجتماعي مي پردازند كه نيازهاي خود را رفع كنند و رفع نيازها تنها از طريق بده بستان هاي اجتماعي امكان پذير است، بنابراين بده بستان ها و مبادله ها نقش اساسي در ساختن كنش هاي اجتماعي دارند.
به نظر كلمن در هر رابطه مبتني بر اعتماد حداقل دو جزء وجود دارد، اعتماد كننده و اعتمادشونده و فرض بر اين است كه در كنش هر دو جزء هدفمند بوده و به دنبال ارضاي نيازهاي خود هستند. طرف اعتماد كننده بايد تصميم بگيرد كه با ديگري وارد معامله و كنش شود يا نه (يعني خطر را بپذيرد يا نه) و طرف اعتماد شونده نيز بايد بين حفظ اعتماد و يا شكستن آن انتخاب كند. بنابر اين يك رابطه مبتني بر اعتماد، يك عمل دو جانبه است و بر مبناي اصل به حداكثر رساندن فايده تحت شرايط مخاطره قرار دارد (كلمن ، 271:1377 ).
در روابط اجتماعي فرد مي تواند هم اعتماد كننده باشد و هم اعتماد شونده. در اين صورت مبادله از حالت دوجزئي خارج مي شود و حالت سه جزئي پيدا مي كند. اين نوع مبادله هاي سه جزئي به نظر كلمن نقش مهمي در نظام هاي اقتصادي، سياسي و اجتماعي دارند. اين نوع مبادله ها شبكه هاي گسترده اي از افراد را در نظام هاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي به يكديگر پيوند داده و اعتماد را در جامعه گسترش ميدهند.
كلمن در مورد رابطه مبتني بر اعتماد توجه به چند نكته را ضروري ميداند:
1- برقراري اعتماد امكان كنشي را از جانب امين بوجود مي آورد كه در غير اين صورت ممكن نبود.
2- اگر اعتماد شونده (امين) قابل اعتماد باشد، اعتماد كننده از اعتماد خود بيشتر سود مي برد تا از عدم اعتماد، در صورتي كه اگر امين قابل اعتماد نباشد، اعتمادكننده از اعتماد خود بيشتر زيان مي بيند تا از عدم اعتماد خود.
3- اعتماد كردن در برخي موارد مستلزم آن است كه اعتماد كننده منبع خود را به شكل داوطلبانه و در اختيار اعتماد شونده قرار دهد.
4- در همه روابط مبتني بر اعتماد” تأخر زماني ” وجود دارد به بيان ديگر اعتماد كننده بايد به اميد اعمال جبران اعتماد شونده در آينده اقداماتي انجام دهد (همان: 154).
به نظر كلمن روابط اجتماعي هنگامي به وجود مي آيد كه افراد كوشش مي كنند از منابع فردي خود به بهترين نحو استفاده كنند . كلمن از اين منابع كه جنبه هايي از ساختار اجتماعي هستند به عنوان سرمايه اجتماعي نام مي برد و معتقد است كه افراد ازاين منابع براي رسيدن به منافعشان استفاده مي كنند. به نظر وي دو عامل براي سرمايه اجتماعي اهميت دارد:
1- ميزان درخور اعتماد بودن محيط اجتماعي كه پرداختن به تعهدات را مشخص مي كند.
2- ميزان واقعي تعهداتي كه بر عهده گرفته شده است.
به نظر كلمن حتي اعتماد به مكانيسم هاي كلي تر و ساختارهاي كلان، از چارچوب اعتماد متقابل نشأت مي گيرد. از اين رو آسيب پذيري اعتمادهاي انتزاعي را نيز مي بايست بر حسب آسيب هاي وارد به حدود اعتماد متقابل تعريف و بررسي كرد (همان: 469-468).
1.10.2



قیمت: تومان


پاسخ دهید